۸.۰۴.۱۳۸۸

روايتي از تقابل انسان با جامعه امروزي


4 آبان 1388 ساعت 10:00
«هرازگاهي بنشين» مجموعه داستاني از فريبا منتظر‌‌ظهور است كه از سوي انتشارات «مرواريد» به چاپ رسيده. يكي از دغدغه‌هاي نويسنده در اين كتاب رويارويي انسان با نابه‌ساماني‌هاي جامعه امروز و بيان بخشي از ترديدها و ترس‌‌هاي آنان در قالب موقعيت‌هاي داستان كوتاه است.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، نويسنده در اين كتاب بر آن بوده تا با بيان گوشه‌هايي از سرگشتگي‌هاي انسان، به ترسيم موقعيت او در جامعه امروزي بپردازد. اين در حالي است كه در هركدام از داستان‌هاي اين مجموعه به گونه‌اي با دغدغه‌هاي يك زن در موقعيت اجتماعي و فرهنگي و طبقاتي خاص مواجه هستيم.
بخشي از داستان «به دنبال خورشيد» اين كتاب اين‌گونه نوشته شده: «ضبط ماشين را خاموش و راديو را روشن مي كنم. راديو درباره مبارزه با قاچاق كالا گزارش پخش مي‌كند. يكي از مسئولان كلي آمار مي‌دهد و نتيجه مي‌گيرد قاچاق كنترل شده است...من و آقاي فرهودي امروز براي تهيه گزارش به شهر كاشان مي‌رويم. فرهودي مدير مسئول ماهنامه است. فرهودي رانندگي مي‌كند و از مشكلات مالي مجله و كمبود آگهي مي‌گويد. من حق‌التحرير معوقه‌ام را حساب مي‌كنم.»
دلبستگي ساده است، دست‌‌هايش، تازه وارد، چرتكه، لكنت، پرنده نهايي، شهاب، سكوت، سايه‌اي در تاريكي و سنگ چين از جمله داستان‌هاي اين مجموعه داستان است.
«هرازگاهي بنشين» نوشته فريبا منتظر‌ظهور، به شمارگان 1100 نسخه از سوي انتشارات «مرواريد» منتشر شده.

۷.۲۵.۱۳۸۸

"هر از گاهی بنشین" منتشر شد


طراح رو جلد کتاب آقای مهدی روشنایی و ویراستار کتاب دوست عزیزم خانم الاهه دهنوی ( مترجم و نویسنده) بودند. که از هر دو عزیز بسیار سپاسگزارم.

"هرچه مي‌گذرد بيشتر دوستش دارم. دلم برايش مي‌سوزد. طفلک از بس آت آشغال خورده اين‌قدر کوچک مانده. از بس توسري خورده و مجبور شده سريع فرار کند اين‌قدر فرز و تيز شده. اصلا آن چه در طول روز مي‌خورد و جاهايي که پرسه مي‌زند به من چه ربطي دارد! حالا اينجاست. کنار من. همين کافي نيست؟"
_ قسمتي از متن کتاب_

هر ازگاهی بنشین/فریبا منتظرظهور/ 120 صفحه / 18 داستان کوتاه / نشر مروارید/2800 تومان