۱۱.۰۳.۱۳۸۹

فرهنگ ادبیات فارسی - محمد شریفی

"برای جوانان میهنم
تا به روزگاری که زندگی نابکاری می آموزد
ادبیات را از یاد نبرند"

این جملات، مقدمه ی کتاب فرهنگ ادبیات فارسی است که محمد شریفی پانزده سال از عمر خود را به تنهایی صرف تهیه و تدوین آن کرده است.
نتیجه ی تلاش او کتاب بسیار باارزش و فوق العاده ای ست. این فرهنگ شامل معرفی نویسندگان و شاعران وآثار ایشان، اصطلاحات وصناعات ادبی، اساطیر ایران وقصص اسلامی ، شخصیت های داستانی وافسانه‌ای و... می‌باشد.
به نظرم بهترین بخش کتاب، خلاصه رمان‌ها وداستان‌های معروف ایرانی است که نویسنده برای نگارش آن بیش از 160 هزار صفحه آثار داستانی منثور را خوانده و خلاصه نویسی کرده است. در خلاصه رمان می توانیم زمان و مکان وقوع داستان و پیرنگ داستان را بخوانیم.
از آن جائی که دسترسی به تمام آثار وجود ندارد و هم چنین خواندن تمام آثار نویسندگان فرصت زیادی می طلبد، این خلاصه ها می تواند در شناخت آثارادبی فارسی و نویسندگان راهگشا باشد.

فرهنگ ادبیات فارسی
نویسنده: محمد شریفی
ناشران: فرهنگ نشر نو و انتشارات معین
ویراستار: محمدرضا جعفری
چاپ اول و دوم 1387
1657 صفحه - 27000تومان

۱۰.۲۸.۱۳۸۹

مجموعه داستان " کاغذهای سوخته" به قلم الاهه دهنوی – نویسنده ومترجم

بيان درد و رنج انساني

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، «كاغذهاي سوخته»، دربرگيرنده 9 داستان كوتاه است كه تا چند هفته آينده از سوي انتشارات «مرواريد» در قفسه كتابفروشي‌ها جاي مي‌گيرد. «جنگ و سكوت»، «خاكستر سرد»، «در ساقه بابونه‌هاي بياباني» و «دفترچه يادداشت»، نام برخي داستان‌هاي اين كتابند. دهنوي چندي پيش درباره اين مجموعه داستان به ايبنا گفت: شايد آن چيزي كه در اين كارها اهميت بيش‌تري مي‌يابد، بيان گونه‌اي از درد و رنج انساني در دنياي امروز باشد. به اعتقاد من، رنج اين انسان به واسطه روابط و نوع فرهنگي كه دارد، عميق‌تر مي‌شود. وي درباره قهرمانان بيشتر داستان‌هاي «كاغذهاي سوخته» نيز توضيح داد: قهرمانانم عموما زنان هستند. ولي در جاهايي هم يك راوي مرد داستان و خاطره‌اي را درباره يك زن روايت مي‌كند. الاهه دهنوی، متولد ۱۳۵۸، از مترجمانی است كه تا به حال آثار متعددي را در زمينه نقد ادبي و داستان راهي بازار كتاب كرده است. او ترجمه آثار ادبي را از سال ۱۳۸۱ با فصلنامه «ارغنون» آغاز كرد و اولین مترجمی است که ویلیام ترور، نویسنده ایرلندی را با کتاب «تورگنيف‌خوانی» به جامعه ادبی ایران شناسانده است. «سفر فليشا»(ويليام ترور)، «مجردان تپه»(ويليام ترور)، «مرد در تاريكي»(پل استر) و «درسنامه نظريه ادبي»(مري كليگ)، نام برخي آثار دهنوي در حوزه ترجمه‌اند.

بررسی آثار رسول پرویزی در هفته نامه بیرمی

ویژه نامه ققنوس که ضمیمه روزنامه بیرمی دراستان بوشهراست هربار به بررسی آثار یکی از نویسندگان و شاعران ایرانی- خطه جنوب ( که تعدادشان به هیچ وجه کم نیست!) می پردازد.
این ویژه نامه با صفحه بندی منسجم و کلاسیک ، بی هیچ ادعایی یادآور مجلات حرفه ای دهه ی 50 می باشد.
از بین ویژه نامه های منتشر شده، شماره 6 این ویژه نامه که به بررسی آثار رسول پرویزی پرداخته است به نظرم بسیار جالب آمد. چرا که از افراد صاحب نظری در موردایشان سوال شده بود، مانند فتح اله بی نیاز، حسن میرعابدینی، محمد بهارلو،امین فقیری و...
زحمت تمام گفتگوها را رضا شبانکاره بعهده اشته است و تمام مطالب ویژه نامه را بی کم وکاست در سایت بیرمی در اختیار علاقمندان قرار داده اند که جای تشکر دارد.

بخش هایی از نظرات در مورد رسول پرویزی را از نظر می گذرانیم و مطلب کامل را می توانید در سایت بخوانید:

فتح الله بی نیاز، داستان نویس و منتقد ادبی:
"شمارى از داستان‏هاى پرويزى، به‏جاى شخصيت، «تيپ» دارند و مكان و زمان نقش چندانى در ساختار روايت ندارند. مكان و زمان هست، ولى فارغ از مختصات داستانى. كنش هست ولى در حد عادى‏ترين تجربه‏هاى روزمره. اين داستان‏ها به همين دلايل بيشتر حكايت هستند» تا داستان به مفهوم «ادبيات داستانى امروز."
"زبان داستان‏ها اساسن گزارش‏گونه، مقاله‏اى و ادارى است. اما ساده است - هرچند كه گاهى هم دشوار مى‏شود."
"متأسفانه پرويزى از تكنيك فاصله مى‏گيرد و اين وجه از داستان‏نويسى را در حد قصه‏گويى باقى مى‏گذارد و اطلاعات بسيار زيادى را – معمولن هم در ابتداى داستان - مى‏آورد. قصه «تقويم عوضی» كه مى‏توانست با اندكى تمهيد - حتا در حد كارهاى چخوف - داستان خوبى شود، با يك مقدمه طولانى پر از اطلاعات شروع مى‏شود؛ همين‏طور قصه درويش باباكوهى آرام مُرد."...

امین فقیری- شیراز- داستان نویس:
"شاهکار پرویزی، نثر اوست. ساده نویسی یک نوع هنر است. بعضی ها هر کار که می کنند، نمی توانند ساده و راحت بنویسند. "
"شخصیت های قصه رسول پرویزی هیچ کدام از قشر بالای جامعه نیستند. یا دانش آموزند؛ یا معلم و ناظم و آدم های مشهور که مردم شیراز و بوشهر به خوبی آنها را می شناسند. نام گذاری ها شاید امروزه که داستان ها مدرن و پسامدرن شده اند، ایراد داشته باشد. دیگر کسی از تک سیلاب در پیشانی داستان استفاده نمی کند. اسم داستان ها همراه با رمز و راز شده است. "
"در هر صورت یاد ِ رسول، گرامی است. تقریبن باید از نسل قدیم باشی- کوچه های قلوه کاری شیراز- مدرسه هایی که حوض گرد داشتند و درکهایی با شیشه های رنگی و معلم های خوب و بد و بازار وکیل به یادت مانده باشد تا حلاوت داستان های زنده یاد رسول پرویزی را درک کنی."...
حسن میرعابدینی ، نویسنده ومحقق ادبی:
" او فقط به نقل هرچه شیرین تر خاطره می اندیشد و مثل داستان نویس های مدرن در بند شیوه های تازه شخصیت پردازی، هماهنگی صورت ومحتوا ، ایجاز و فشردگی متن از طریق در هم تنیدگی عناصر داستان برای اثرگذاری مجرد و ناب بر خواننده – آن سان که مرد نظز ادگار آلن پو – بود نیست."
قصه های او طنزی شیرین و نثری روان دارند که خیلی از جوان های مروز از آن بی بهره اند."...

۱۰.۲۳.۱۳۸۹

نقد حمیدرضا امیدی سرور بر مجموعه داستان "هرازگاهی بنشین"

ویژه نامه کتاب (الف) – خردنامه همشهری – دی وبهمن ماه 1389
صفحه 56

"هرازگاهی بنشین" مجموعه ای‌است از داستان‌هایی که میان به‌هم‌پیوسته بودن یا نبودن سرگردانند. پیوسته‌اند چون راوی همه داستان‌ها یک نفر است، شخصیت‌های مشترک دیگری نیز در برخی از داستان‌ها حضور دارند والبته زمینه مضمونی مشترکی هم دارند، چه در ایده فراگیری که در همه آنها دیده می‌شود، یعنی همان احساس ترس، تنهایی یا اندوهی که یک زن در رابطه با پیرامون خود دارد و مناسباتی که او را در موضعی منفعلانه قرار می‌دهد و این انفعالی که شخصیت اصلی داستان‌ها دچار آن است و سردی نگاه او به پیرامونش یکی از آن ویژگی‌هاست که در همه داستان‌ها کم وبیش وجود دارد... و این داستان‌ها گسسته‌اند چرا که از منظر عناصر روایی اگر نگوییم همه داستان‌ها، بیشترشان خط و ربط چندانی با هم پیدا نمی‌کنند، یعنی این که این پیوستگی را نمی‌توان با قراردادن داستان‌ها در امتداد هم یا حتی به طور موازی با هم برجسته یافت.

به نظر می‌رسد نویسنده اصراری نداشته که دستمایه مورد نظر خود را فی المثل در ساحت رمان ببیند و برای او داستان کوتاه، آن هم بدون پیوستگی تام وتمام، ظرفیت‌های بهتری به وجود می‌آورده به ویژه برای متمرکز شدن روی مایه‌هایی که اگر قرار بود در رمان مورد استفاده قرار بگیرند، تنها به اندازه خرده روایت‌هایی خود را نشان می‌دادند که چه بسا خط اصلی داستان، این خرده روایت‌ها را تحت شعاع قرار داده و از گستره توجه خواننده دور میکرد. حال آنکه در قالب داستان کوتاه و استقلال داستان‌ها از هم، این امکان وجود داشته که روی ایده‌ها و موقعیت ها دقیق شد، آنها را شکافت و در برابر خواننده گذاشت.

اهمیت این مساله وقتی بیشتر می شود که توجه داشته باشیم منتظرظهور، داستان های خود را از جایی یا مقطعی از زندگی شخصیت اصلی (راوی) آغاز می‌کند که بیشتر نویسندگان در موقعیت هایی مشابه داستان خود را در آنجا تمام می کنند. به این ترتیب نویسنده نمی‌خواهد دلایل رسیدن به چنین شرایطی را برای مخاطب بازگو کند بلکه می‌خواهد نتایج قرار داشتن در چنین موقعیتی را روایت کند واین هم البته از دیگر ویژگی های کار منتظرظهور است و امتیازی برای داستان‌هایش به حساب می‌آید.

راوی داستان، شخصیتی است خسته، درگیر ترس وملال والبته تا اندازه ای نیز منفعل که نگاهی تقریبا سرد و کم احساس به پیرامونش دارد و...
اینها مسائلی است که در نگاه اول با ویژگی های زنی که کار مطبوعاتی می‌کند وحضوری فعال در اجتماع دارد، سنخیت پیدا نمی کند و اینجاست که شاخک‌های مخاطب حساس می شوند، برای کشف آن چه احتمالا پیش از این بر راوی گذشته است.
البته با کاوش درداستان های کتاب، چیز خاصی در این زمینه دستگیر خواننده نمی‌شود واگر لااقل کدهایی در این رابطه حتی به صورتی بسیار کلی و گذرا، سر راه مخاطب قرارمی‌گرفت باداستان های کتاب بیشتر درگیر می‌شد.

گرایش به دست گذاشتن روی مایه هایی نو، استفاده از تکنیک در روایت، البته نه آن گونه که با پچیدگی‌های تحمیلی برای مخاطب دافعه ایجاد کند و همچنین نثر روان و پاکیزه منتظرظهور از ویژگی‌های داستان‌هایی است که نوید آثاری بهتر را از همین قلم، در آینده می‌دهد.
برای خواندن متن کامل نقد ایشان روی این آدرس کلیک نمایید.

۱۰.۱۳.۱۳۸۹

اعترافات زنی خسیس

اعترافات زنی خسیس
کاترین کوسه (1)
ترجمه: فرزین گازرانی
انتشارات تیرگان -1388
104 صفحه

کتاب از زبان زنی فرانسوی است که نگرانی ومشغله ی همیشگی ذهنش پول و خرج کردن است.
در فصل اول او از دزدی های دوران کودکی اش می‌گوید. دزدیدن یک شیرینی از قنادی و همدستی با یک همکلاسی برای دزدی های کوچک ... او لابه لای خاطرات خود به نحوه ی تربیتش و تشویق ها و ستایش های پدر برای پس انداز کردن وآینده نگری اش اشاره می کند.
او تمام دوران نوجوانی برای کسب درامد کار میکند و بچه های همسایه ها را نگه میدارد و البته گاهی به خاطر دزدی- که نمی توانددر برابرش مقاومت کند اخراج می‌شود.
دانشگاه می رود ، به استادی دانشگاه می رسد و نویسنده می شود. و هنوز هم به شدت مقتصد است. ناخودآگاه از رفتن به رستوران و آرایشگاه و خرید لباس های جورواجورو تفریحات پرهزینه پرهیز می کند .
در ارتباط با دوستانش این خصلت دردسر ساز می شود و از آنها نیش زبان می شنود.
زمانی که کتاب می نویسد و به ناشر می سپارد حق التحریرش را هر بار بطور کامل از ناشر میگیرد و هیچ ابا یا خجالتی در گفتگو با ناشر ندارد.
همسر امریکایی اش که درآمد چندانی ندارد و گاه هیچ درآمدی ندارد راحت دست به جیب می‌شود و به این ویژگی زن می خندد .
سعی می‌کند برادر و زن برادرش را برای شام به رستوران دعوت کند اما در رستوران فقط سالاد انتخاب می کند و در نهایت فقط هزینه غذای خودش را میپردازد و باز هم خصلت خساست بر او چیره میشود.

و در پایان می‌اندیشد شاید به خاطر خساست است که مینویسد:
"گاهی از خودم می‌پرسم که آیا از خست است که می نویسم، برای این که چیزی از دست نرود، برای بازیابی و سودآور کردن آن چه برایم اتفاق می‌افتد، برای جمع کردن گذشته ام ...
چون با نوشتن به جز وقتم چیز دیگری خرج نمی کنم ...
واژگان را هم پس انداز می‌کنم. همیشه می‌ترسم پرحرفی کنم. سبکم، صرفه جویانه است. زیاده گویی مرا می‌ترساند. مستقیم به هدف می‌زنم. مثل مته موضوع مورد نظرم را سوراخ می‌کنم."

در مورد نویسنده:
"کاترین کوسه" سال گذشته موفق به دریافت جایزه ادبي گنكور دبيرستاني‌هاي فرانسه براي رمان «آينده‌اي درخشان» شد. اين جايزه هر سال به بهترين رمان منتشر شده در كشور فرانسه جايزه مي‌دهد و هيأت داوران آن از 500 دبيرستاني از 55 دبيرستان در كشور فرانسه تشكيل شده است.
(1)Cusset,Catherine