
سرزمین گوجههای سبز
هرتا مولر
مترجم: غلامحسین میرزا صالح
ناشر: مازیار
قیمت چاپ سوم: 3200 تومان
هرتا مولر
مترجم: غلامحسین میرزا صالح
ناشر: مازیار
قیمت چاپ سوم: 3200 تومان
هرتا مولر متولد 1953 و رومانی الاصل، برنده نوبل ادبیات 2009 است.
در مقدمه کتاب آمده: " مخالفتش با پیوستن به دستگاه امنیتی چائوشسکو باعث شد تا او را از ادامه کار معلمی بازدارند. او پیش از آن که در سال 1987 به آلمان مهاجرت کند بارها از طرف دستگاه امنیتی رومانی تهدید به مرگ شد."
رمان او پر حرکت، جذاب، دارای ایجاز فوق العاده، سرشار از استعاره، با نگاهی سیاه به انسان و رمانیست متفاوت. او انسان را در شرایط اش به تصویر میکشد. هیچ صفحه ای از کتاب را بی آنکه تلنگری به ما بزند رد نمی کنیم. هرتا مولر نظر و عقایدش را بی هیچ واهمه و محدودیتی لحظه به لحظه در مورد رفتار انسان ها بیان میکند و در این راستا هیچ حد ومرزی قائل نمیشود. دوست، خانواده، حکومت و جامعه، همه زیر تیغ نگاه منتقد او قرار می گیرند.
بخشی از پشت جلد کتاب: "هرتا مولر صادقانه ماجرای زندگی خویش را باز میگوید. او با کلامی گزنده و شاعرانه، صحنه به صحنه منظری از جامعه و نسلی را پیش روی ما میگشاید که ترس، دمار از روزگارشان درآورده بود."
بخشی از متن کتاب:
"همیشه به بند کشیدن بود، نه از بند رهانیدن. چرا که سالیان آزگار طول کشید تا از بند رهانیدن به کلام درآمد. من می خواستم درباره لولا حرف بزنم ، اما دختران ساکن اتاقک خوابگاه به من گفتند خفه شوم. آنها فهمیده بودند بدون لولا سرخوش ترند."
در مقدمه کتاب آمده: " مخالفتش با پیوستن به دستگاه امنیتی چائوشسکو باعث شد تا او را از ادامه کار معلمی بازدارند. او پیش از آن که در سال 1987 به آلمان مهاجرت کند بارها از طرف دستگاه امنیتی رومانی تهدید به مرگ شد."
رمان او پر حرکت، جذاب، دارای ایجاز فوق العاده، سرشار از استعاره، با نگاهی سیاه به انسان و رمانیست متفاوت. او انسان را در شرایط اش به تصویر میکشد. هیچ صفحه ای از کتاب را بی آنکه تلنگری به ما بزند رد نمی کنیم. هرتا مولر نظر و عقایدش را بی هیچ واهمه و محدودیتی لحظه به لحظه در مورد رفتار انسان ها بیان میکند و در این راستا هیچ حد ومرزی قائل نمیشود. دوست، خانواده، حکومت و جامعه، همه زیر تیغ نگاه منتقد او قرار می گیرند.
بخشی از پشت جلد کتاب: "هرتا مولر صادقانه ماجرای زندگی خویش را باز میگوید. او با کلامی گزنده و شاعرانه، صحنه به صحنه منظری از جامعه و نسلی را پیش روی ما میگشاید که ترس، دمار از روزگارشان درآورده بود."
بخشی از متن کتاب:
"همیشه به بند کشیدن بود، نه از بند رهانیدن. چرا که سالیان آزگار طول کشید تا از بند رهانیدن به کلام درآمد. من می خواستم درباره لولا حرف بزنم ، اما دختران ساکن اتاقک خوابگاه به من گفتند خفه شوم. آنها فهمیده بودند بدون لولا سرخوش ترند."
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر