ترانه های نو
نیمروز میگوید: "من تشنه ء سایه ام!"
ماه میگوید: "من تشنه ء ستارهها"
چشمهء بلور در اشتیاق لبها
و آه در حسرت باد.
من تشنهء عطر و خنده ام.
تشنهء ترانههای نو
نه ماه و سوسنها
و نه عشقهای رفته ز دست.
ترانه ای از فردا که بلرزه اندازد
آب ساکن و آرام فردا را.
و لبریز کند با امید
خیزابها و ماندابها را.
ترانه ای روشن و رسیده
پر اندیشه
بری ز هر اندوهناکی و هراس
و بدور از خیال و خواب.
ترانه ای که بی تن ِ غزل پر کند
سکوت را با طنین خندهها
( فواجی از کبوتران ِ کور
رهسپار راز)
ترانه ای که در جهان چیزها بدمد
و در جان ِ بادها
و سرانجام بیاساید
در شادمانی ِ دل ِ جاودان.
فدریکو گارسیا لورکا- مترجم : خسرو ناقد
از مجموعه : در سایه ماه و مرگ
نیمروز میگوید: "من تشنه ء سایه ام!"
ماه میگوید: "من تشنه ء ستارهها"
چشمهء بلور در اشتیاق لبها
و آه در حسرت باد.
من تشنهء عطر و خنده ام.
تشنهء ترانههای نو
نه ماه و سوسنها
و نه عشقهای رفته ز دست.
ترانه ای از فردا که بلرزه اندازد
آب ساکن و آرام فردا را.
و لبریز کند با امید
خیزابها و ماندابها را.
ترانه ای روشن و رسیده
پر اندیشه
بری ز هر اندوهناکی و هراس
و بدور از خیال و خواب.
ترانه ای که بی تن ِ غزل پر کند
سکوت را با طنین خندهها
( فواجی از کبوتران ِ کور
رهسپار راز)
ترانه ای که در جهان چیزها بدمد
و در جان ِ بادها
و سرانجام بیاساید
در شادمانی ِ دل ِ جاودان.
فدریکو گارسیا لورکا- مترجم : خسرو ناقد
از مجموعه : در سایه ماه و مرگ