۴.۲۳.۱۳۸۹

ببر سفید

نویسنده: آراویند آدیگا
ترجمه: مژده دقیقی
انتشارات نیلوفر - 5800 تومان - 286 صفحه

راوی داستان "بالرام حلوایی" در روستایی از منطقه گایا در هندوستان به دنیا آمده‌است. منطقه‌ای که روزی بودا در آن جا زیر درختی نشست و بودیسم آغاز شد.
آدم های کتاب دو گروه بیشتر نیستند: دارا وندار.
ندارها دوروبرزباله‌ها و فاضلاب وبین جانوران موذی پرسه می‌زنند، گرسنگی و بیماری می‌کشند و سرانجام گوشه‌ای در تنهایی از پا درمی‌آیند. کنار خیابان به دنیا می ‌آیند، کنار خیابان زندگی می کنند وکنار خیابان می‌میرند.
ثروتمندان هم غرق در سیاست و تباهی، کارآفرینی می کنند!

"از فکر جسم کیشان بیرون نمی آمدم. آنها داشتند او را توی آن خانه زنده زنده می خوردند!همان بلایی را سرش می‌آوردند که سر پدر آوردند- اورا از درون تهی کردند و ضعیف و ناتوان رهایش کردند تا آن که سل گرفت وکف زمین بیمارستان دولتی، در انتظار دکتری که معاینه اش کند در حالی که روی این دیوارو آن دیوار خون قی می کرد جان داد"
صفحه 81

بالرام، پسربچه ای متفاوت، مانند ببری سفید در یک جنگل است. او می‌کوشد خودش را از فقر نجات دهد اما نمی تواند از کاست ، پیشینه‌ وخانواده‌ی خود فرار کند.
خدمتکار و راننده‌ی ارباب‌ها می‌شود.
هرجا می‌رود این ها را با خود یدک می‌کشد. هرچه از روزهای عمرش می‌گذرد بیشتر اختلاف طبقاتی و خفت و خواری تحمیل شده بر طبقه ی فرودست جامعه را در اطرافش حس می‌کند. تحقیری که برای آدمهای درون این طبقه عادی و پذیرفته شده است.
سرنوشت و معیارهایش به مرور با سرنوشت و معیارهای اربابش تغییر می‌کند و هم‎‌سو می‌شود.
ولی سرانجام این ببرسفید به خیال خود از قفس می‌گریزد.

امروز او در دفتر کارش در بنگلور نشسته و از رادیو می‌شنود که "جیاباوئو – نخست وزیر چین" تصمیم گرفته به هندوستان سفر کند و بنگلور را از نزدیک بیند و با مردم کارآفرین هند آشنا شود.
"بالرام" هفت شب در دفترکار خود می‌نشیند، شب زنده داری می‌کند و نامه ای برای "جیابائو" می‌نویسد. در این نامه سرگذشت خود را شرح می دهد و جامعه‌ی هند را با صراحت کالبدشکافی می‌کند.
" ببر سفید" نقد تندی از جامعه ی هند است. "آدیگا" – نویسنده ی کتاب، قلمی طناز و منتقد دارد و نوع روایتش بی شباهت به "هرتا مولر" نیست. با این تفاوت که "هرتا مولر" نثری شاعرانه تر، نگاهی سیاسی‌تر وبرداشتی فلسفی‌تر و شاید عمیق تر از جامعه‌ی رومانی دارد.
حتی از نظر اجتماعی و عریان کردن اختلاف طبقاتی بی شباهت به "خالد حسینی" در "بادبادک باز" از جامعه‌ی افغانستان نیست.
هرتا مولر، آراویند آدیگا و خالد حسینی شاهد این مدعا هستند که هنوز هم درونمایه، زبان، جسارت و طنازی حرف اول و آخر را در ادبیات می‌زنند.
معرفی دیگری ازاین کتاب را می توانید در وبلاگ پوست انداختن و وبلاگ حامد اسماعیلیون بخوانید.

۲ نظر:

اصغر نوري گفت...

سلام
اين رمان را هنوز نخوانده‌ام. اما بعد از خواندن اين معرفي خوب علاقه‌مند شدم حتما بخوانمش. ممنون.
خوش باشي

اصغر نوري گفت...

سلام
ممنون كه به برهوت سر زديد. روايت رمان "همسر اول" آن‌قدر زنانه است كه اميدوارم از خواندنش لذت ببريد.
با اجازه اسم شما را وبلاگم لينك دادم.
خوش باشي