عکس از: رضا امینیمحمود دولت آبادی
نشر چشمه
چاپ اول زمستان88
تیراژ 5000 نسخه
قیمت 5500 تومان
آن چه در این گاهی نوشتهها آمدهاست در مسیر مدتی پانزده شانزده ساله نوشته شده و هیچ کوششی به جهت تغییر یا تحریف آن چه اندیشیده و نوشتهام انجام نگرفته. خواسته ام هر آن چه در هر هنگام یادداشت کرده ام بیاید، از آن که خود بدانم در چه گاه چه میاندیشیده ام و شما نیز اگر خواستید بدانید!
دولت آبادی 15 مهر 1388
"نون ِ نوشتن" شامل بخشی از یادداشتهای محمود دولت آبادی در محدوده زمانی 1359 تا 1374، درمورد مرارتها، تنهاییها، روند نوشتن رمان " کلیدر" و از همه مهمتر سرقت ادبیست.
در این کتاب با داستان و تخیل مواجه نیستیم بلکه دولت آبادی حقایقی را برای ما روشن می کند که اگر خود دست به قلم باشید خواندن و دانستن شان خالی از اهمیت نیست. دولت آبادی توضیح میدهد چطور آدم های نام آشنا با چرب زبانی دستنویسهایش را گرفته و سوء استفاده کردهاند. بارها از کتاب های منتشر شده و نشده اش کپی برداری و یا اقتباس کرده، سناریو نوشته و فیلم و سریال ساخته اند بی آنکه نامی از وی برده شود.
در لیست سیاه دولت آبادی، اسامی سینماگران و ناشران دیده میشود و شاید شما هم مثل من بعد از خواندن اسامی شگفت زده شوید!
نشر چشمه
چاپ اول زمستان88
تیراژ 5000 نسخه
قیمت 5500 تومان
آن چه در این گاهی نوشتهها آمدهاست در مسیر مدتی پانزده شانزده ساله نوشته شده و هیچ کوششی به جهت تغییر یا تحریف آن چه اندیشیده و نوشتهام انجام نگرفته. خواسته ام هر آن چه در هر هنگام یادداشت کرده ام بیاید، از آن که خود بدانم در چه گاه چه میاندیشیده ام و شما نیز اگر خواستید بدانید!
دولت آبادی 15 مهر 1388
"نون ِ نوشتن" شامل بخشی از یادداشتهای محمود دولت آبادی در محدوده زمانی 1359 تا 1374، درمورد مرارتها، تنهاییها، روند نوشتن رمان " کلیدر" و از همه مهمتر سرقت ادبیست.
در این کتاب با داستان و تخیل مواجه نیستیم بلکه دولت آبادی حقایقی را برای ما روشن می کند که اگر خود دست به قلم باشید خواندن و دانستن شان خالی از اهمیت نیست. دولت آبادی توضیح میدهد چطور آدم های نام آشنا با چرب زبانی دستنویسهایش را گرفته و سوء استفاده کردهاند. بارها از کتاب های منتشر شده و نشده اش کپی برداری و یا اقتباس کرده، سناریو نوشته و فیلم و سریال ساخته اند بی آنکه نامی از وی برده شود.
در لیست سیاه دولت آبادی، اسامی سینماگران و ناشران دیده میشود و شاید شما هم مثل من بعد از خواندن اسامی شگفت زده شوید!
" کتاب جای خالی سلوچ دچار اختاپوس یک دکان پرپول به نام انتشارات شده و صاحب آن، این جانور سالوس که ..." صفحه 130
و از این ها که بگذریم به تنهایی عمیق او که در تمام صفحات کتاب سرریز شده است می رسیم:
" غریب است آدم در این کشور و این جامعه. وقتی با دیگران روبهرو می شوم برخوردشان چنان است که انگار میخواهند مرا بردارند مثل حلوا روی سرشان بگذارند اما در لحظه های دشوار زندگی چنانم که احساس می کنم در تمام این جهان هیچ کس را ندارم. " صفحه 136
و نکاتی در باب هنر و نویسندگی نیز در کتاب می توان پیدا کرد:
"فکر می کنم هنرمند باید بتواند در هر لحظه از زندگی خود، سه حالت عمدهی انسانی را در خود فراهم داشته باشد. یعنی در آن واحد باور کودکانه، سرشاری و شوق جوان سرانه و تامل و بردباری پیرانه سر را یک جا در خود داشته باشد..." صفحه 19
و در مورد ایام شروع به نوشتن "روزگار سپری شده مردم سالخورده" می نویسد:
"شاید اگر درگیر و دچار نوشتن روزگار... نمی شدم، روزگار مرا در مینوشت! و شاید میخواستم پاسخی به بودگاری خود بدهم... من در آستانهی نوشتن روزگار سپری شده ... دچار چنین حسی بودم: واتکانیدن خود از چرکابههایی که روحم را در خود گرفته اند..." صفحه 191
۲ نظر:
یکی از مشکلات ما شهرستانیها، به خصوص شهرهای کوچک اینه که به آسانی نمیتوانیم به کتابهای چاپ شده دسترسی پیدا کنیم. کتاب فروشیها چیزی برای عرضه ندارند جز کتاب های کمک درسی و کتاب های قدیمی خاک خورده. به کتابخانهها هم که چند سال یک بار کتاب تازه اضافه نمیشود. انگار هرچی نوشته میشه فقط برای تهرانیها است. کی میشود این کتاب رو خواند معلوم نیست!
سیستم توزیع یک سیستم بیماره و به ضرر هر سه( ناشر و نویسنده و مخاطب) تمام می شه.
در خود تهران هم این مشکل وجود داره
امیدوارم روزی این مشکلِ بزرگ درهمه ی شهرها به طریقی حل بشه
ارسال یک نظر